تو بازیچه نشده ای که بفهمی بازیچه قویا میخواهد اتفاقی بیفتد که بفهمد اشتباه فکر میکرده است که بازیچه شده است تا اینکه بخواهد قبول کند بازیچه شده و نفرین کند
هنوز هایکویی نگفته ام در روزگاری که در هایکو بودن عکس ها شک است نه درس منطق و فلسفه مینویسم نه ظریفه های خیال دیده هایی را مینویسم دم کشیده و نکشیده در قوری اندیشه که زیاد هم هل و خیال و رنگ ندارد و تلخی اش هم با کله قند کلیشه شیرین نمیشود ولی به هرحال برای خستگی مسافرانی که چشم و دل سیر فراوانی اندیشه های رنگین و معطر بازار اند حکم دستی دارد نه خسته گویان بر شانه شان که به لبخندی به نشانه ی اشنایی مهمانشان میکند
0 نظرات:
ارسال يک نظر
در این مکان آشغال نریزید!