چهارشنبه ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱

من حالا مجبورم به نیامدنت بگویم به درک!

من حالا دیگر مجبورم
به نیامدنت
بگویم به درک!
تو رفتی و من منتظر ماندم
منتظر بودم و درست مثل فیلمها مطمئن بودم بر میگردی!
اما تو برنگشتی
چون دیگر برگشتن برایت مهم نبود
از رفتنت راضی بودی
و اینطور که میگفتی آرامش هم داشتی
من واقعا منتظرت بودم
اما تو واقعا نیامدی
و حالا من درمانده از نیامدنت
و مبهوت انکار بی شرمانه ات
انکار گذشته یمان را میگویم
به خودم میگویم
نه به خودم نمیتوانم چیزی بگویم
اگر با خودم حرف بزنم نبودنت بیداد میکند
و من نیمتوانم سرش داد بزنم و بگوبم
به درک!

0 نظرات:

ارسال يک نظر

در این مکان آشغال نریزید!