جمعه ۹ دسامبر ۲۰۱۱

وقتی تو نیستی فقط این تو نیستی که نیستی

وقتی تو نیستی فقط این تو نیستی که نیستی
هیچکس نیست
هیچکس نیست تا پیش پا افتاده ترین من را ببیند
و شاید هم بشنود
و من از این فاجعه خنده ام میگیرد
از اینکه نمیتوانم به کسی بگویم همرنگ جماعت شدت برایم دردناک است
و مبهوت میشوم وقتی یادم می اید چشمان گرد انها را وقتی میگفتم
من انکار میشوم پس هستم!
انگار که من از کره ای وشاید کهکشانی دیگر آمده باشم
تا وقتی هویتم فاش میشود همه چشم ها گرد شوند
من روی همین زمین متولد شده ام
فقط دیوانگی درون رگهایم به جای خون جاریست
و به جای یک تفکر هم ارتفاع با محیط
تفکری در برج دیدبانی شهر نصیبم شده
که خیلی وقتها زمینیان خواسش را پرت میکنند تا از دوردست ها غافل شود

"راست میگوید "امین منصوری
که مردم به هرکه شبیه خودشان نباشد
دیوانه میگویند
اما
من این گفته را
با حدیثی که میگوید
تا زمانی که مردم مومن را مجنون نخوانند ایمانش کامل نشده است
کنار هم میگذارم
و سعی میکنم
ایمانم کامل شود
ایمانم به....
.
.
.
دیوانگی

0 نظرات:

ارسال يک نظر

در این مکان آشغال نریزید!